Search

کاسپوفونژين Caspofungin

موارد و مقدار مصرف

الف) آسپرژيلوز مهاجم در بيماران مقاوم به درمان يا عدم تحمل به ساير درمان‌ها (مثل آمفوتريسين B، فرم‌هاي ليپيدي آمفوتريسين B، ايتراكونازول)
بزرگسالان: يك دوز لودينگ منفرد mg 70 در روز اول، سپس دوزهاي mg 50 به صورت روزانه بعد از آن مصرف مي‌شود. دارو به طور آهسته در طي حدوداً 1 ساعت انفوزيون وريدي مي‌گردد. طول مدت درمان به شدت بيماري زمينه‌اي، بهبودي از وضعيت سركوب ايمني و پاسخ كلينيكي بيمار بستگي دارد.

ب) عفونت‌هاي قارچي احتمالي در بيماران نوتروپني تب‌دار
بزرگسالان: يك دوز لودينگ منفرد mg 70 به صورت تزريق وريدي در روز اول، بعد از آن دوز mg/day 50 به صورت تزريق وريدي در طي 1 ساعت مصرف مي‌شود. درمان تا زماني كه نوتروپني برطرف شود ادامه مي‌يابد. اگر عفونت قارچي تأييد شود، مدت درمان حداقل 14 روز مي‌باشد و بايد حداقل تا 7 روز بعد از بهبود علائم و نوتروپني ادامه پيدا كند. اگر دوز mg 50 به خوبي تحمل شود اما پاسخ بيمار در حد مطلوب نباشد، ممكن است دوز روزانه دارو به mg 70 افزايش داده شود.

پ) كانديدياز ازوفاژيال
بزرگسالان: mg/day 50 به صورت تزريق وريدي مصرف مي‌شود. درمان خوراكي ساپرس كننده در بيماران مبتلا به عفونت HIV در نظر گرفته شود.

ت) كانديدمي و ساير عفونت‌هاي كانديديايي
بزرگسالان: mg 70 به صورت تزريق وريدي در روز اول، سپس روزانه mg 50 به صورت تزريق وريدي براي حداقل 14 روز بعد از آخرين كشت مثبت مصرف مي‌شود. در بيماران مبتلا به نوتروپني مداوم دوره درمان طولاني‌تر است.
تنظيم دوز: در بيماران مبتلا به نارسايي كبد متوسط (9-7 Child-Pugh Score = )، بعد از دوز لودينگ mg 70 اوليه، روزانه mg 35 مصرف مي‌شود. هيچ دستورالعملي براي بيماران مبتلا به نارسايي شديد كبدي ( Child-Pugh Score 9) در دست نيست.

موارد منع مصرف و احتياط

در بيماران داراي حساسيت مفرط به دارو و اجزاي آن منع مصرف دارد.

عوارض جانبي

اعصاب مرکزي: تب، سردرد، پارستزي.
قلبي ـ عروقي: فلبيت، تاكيكاردي.
دستگاه گوارش: درد شكم، اسهال، تهوع، استفراغ، بي‌اشتهايي.
ادراري ـ تناسلي: هماچوري، پروتئين اوري.
خون: آنمي، ائوزينوفيلي.
متابوليك: هايپوكالمي.
عضلاني ـ اسكلتي: درد عضلاني.
تنفسي: تاكي‌پنه.
پوست: علائم با واسطة هيستامين شامل تورم صورت، خارش، راش، حساسيت به گرما، تعريق.

ساير عوارض: درد عضلاني.

مسموميت و درمان

مصرف بيش از حد دارو گزارش نشده است. كاسپوفانژين قابل دياليز نيست.

تداخل دارويي

كاربامازپين، دگزامتازون، افاويرنز، نلفيناوير، نويراپين، فني‌توئين و ريفامپين ممكن است سطح كاسپوفانژين را كاهش دهند. افزايش دوز كاسپوفانژين در صورتي كه بيمار پاسخ مناسبي ايجاد نكند، بايد در نظر گرفته شود.
سيكلوسپورين: مي‌تواند به ميزان قابل توجهي ALT و سطح كاسپوفانژين را افزايش دهد. مصرف همزمان آنها توصيه نمي‌شود مگر زماني كه سود آن از خطر آن بيشتر باشد.
ممكن است كاسپوفانژين سطح تاكروليموس را كاهش دهد. بايد سطوح تاكروليموس پيگيري و دوز آن به ميزان مورد نياز تنظيم شود.

مکانيسم اثر

اثر ضد قارچ: كاسپوفانژين از سنتز D-Glucan (3 و 1)b جلوگيري مي‌كند كه يكي از اجزاء ديواره سلولي قارچ‌هاي فيلاماني حساس مي‌باشد و در سلولهاي پستانداران يافت نمي‌شود. كاسپوفانژين داراي فعاليت in vitro بر ضد آسپرژيلوس فوميگاتوس، آسپرژيلوس فلاووس، آسپرژيلوس ترئوس و گونه‌هاي كانديدا مي‌باشد. ايجاد مقاومت به كاسپوفانژين توسط گونه‌هاي آسپرژيلوس مورد مطالعه قرار نگرفته است.

فارماكوكينتيك

پخش: توزيع بيش‌تر از دفع يا بيوترانسفورماسيون، بر كليرانس پلاسمايي دارو تأثيرگذار است. كاسپوفانژين به طور وسيع به آلبومين پيوند مي‌يابد (حدود 97%) ولي توزيع در RBC‌ها ناچيز است. دارو طي 30 ساعت اول به ميزان ناچيزي تحت بيوترانسفورماسيون يا دفع قرار مي‌گيرد. كاهش سطح سرمي كاسپوفانژين داراي سه مرحله مي‌باشد؛ مرحله اول سريع است، نيمه‌‌عمر دو مرحله بعد به ترتيب 12-9 ساعت و 50-40 ساعت مي‌باشد.
متابوليسم: كاسپوفانژين توسط هيدروليز و -N استيلاسيون به آهستگي متابوليزه مي‌شود. همچنين اين دارو طي واكنش شيميايي خودبخودي به يك تركيب پپتيدي با حلقة باز تبديل مي‌شود.
دفع: بعد از مصرف دوز منفرد وريدي، حدود 35% دارو و متابوليت‌هاي آن از راه مدفوع و 41% از راه ادرار دفع مي‌شود. كليرانس كليوي داروي مادر بسيار كم است.

اشكال دارویی

Injection, Powder: 50 ,70mg

اطلاعات دیگر:

طبقه‌بندي فارماكولوژيك: جلوگيري كننده از سنتز گلوكان
طبقه‌بندي درماني: ضد قارچ
نام‌هاي تجاري: Cancidas

ملاحظات اختصاصي

توجه: هرگز نبايد كاسپوفانژين را با محلول دكستروز مخلوط و يا رقيق نمود. اين دارو نبايد با هيچ داروي ديگري مخلوط يا تزريق شود.

1- به دستورالعمل‌هاي كارخانه سازنده جهت تهيه دوز وريدي دارو توجه شود. كاسپوفانژين اغلب بايد به وسيله ml 250 از محلول نرمال‌سالين، براي تهيه تمامي دوزها ( mg 70، mg 50، mg 35) رقيق شود. در بيماران داراي محدوديت مصرف مايعات، دوزهاي mg 50 و mg 35 ممكن است در ml 100 محلول نرمال‌سالين رقيق شوند.
2- بيمار جهت واكنش‌هاي با واسطه هيستامين پيگيري شود (راش، تورم صورت، خارش، حساسيت به گرما).
3- كارايي رژيم با دوز mg 70 در بيماراني كه به دوز mg 50 پاسخ نمي‌دهند مشخص نيست. اما به نظر مي‌رسد افزايش دوز به خوبي قابل تحمل باشد. بي‌ضرري درماني كه به مدت بيش از 2 هفته طول بكشد روشن نيست، اما به نظر مي‌رسد اين دوره‌هاي طولاني درمان به خوبي قابل تحمل باشند.

نكات قابل توصيه به بيمار

هرگونه علائم و نشانه‌هاي فلبيت به پزشك گزارش شود.

مصرف در كودكان:

بي‌ضرري و كارايي دارو در اين بيماران اثبات نشده است.

مصرف در دوران بارداری و شیردهی

رده بندی بارداری: گروه C

مصرف در شيردهي: ترشح دارو در شير مادر مشخص نشده است. با احتياط مصرف شود.

اثر بر آزمايشهاي تشخيصي

ممكن است سطح آلكالين فسفاتاز را افزايش و هماتوكريت، هموگلوبين و پتاسيم را كاهش دهد.
ممكن است تعداد ائوزينوفيل‌ها را افزايش دهد.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*